روح واژهها روز شعر و ادب فارسی
روح واژهها روز شعر و ادب فارسی
پدیدآورنده:لیلا تفقدی،
شعر، زاییده دردها و نیازها
در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه میشود. کودک در گاهواره، لالایی میشنود و از همان آغاز به شعر اُنس میگیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش میسرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری میسُراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما میگذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن میسازد. پاسداری از شعری که زاییده دردها و نیازها و سرچشمه گرفته از قله احساسی پاک و آسمانی باشد تا بتواند در پای سبزهها جاری شود و شکفتن و زیستن را به ارمغان آورد.
زیر بنای شاعری در نظر امام علی علیهالسلام
شاعر، نیازمند زیربنای محکم فکری است. در نظر امام علی علیهالسلام این داروی شفابخش، قرآن است که افسون و طلسم پیام شعرهای انحراف کننده را باطل میکند. در تاریخ آمده که وقتی پدر فَرزدَق او را در کودکی خدمت امام علی علیهالسلام آورد و گفت او شاعر است، امام فرمود اگر به او قرآن میآموختی، بهتر بود. فرزدق میگوید: این فرمایش امام همواره در گوش من بود تا کلّ قرآن را حفظ کردم. این گونه است که فرزدق، شاعر بزرگ عرب، سرانجام شاعر اهل بیت میگردد. بنابراین آشنایی با قرآن و آموزههای انسان ساز اسلام، نخستین گام برای بهترین شاعر بودن است. این گونه است که با آموختن قرآن، عشقت به فریاد میآید:
عشقت رسد به فریاد، ارخود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
و آن گاه است که شعر او پر از حکمت قرآنی میشود:
زحافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد لطایف حِکَمی با نکات قرآنی
اسلام و شعرهای ارزشی
درعصر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در شهر مدینه، مکانی برای تشکیل محافل ادبی در نظر گرفته شده بود. در این محافل، شاعران سرودههای خود را که از نظر دینی، اخلاقی و مسائل انسانی مورد توجه بود، میخواندند و مورد تشویق و احترام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قرار میگرفتند. برای مثال، کعب بن زُهَیر پس از خواندن قصیدهای، از دست مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوآله جایزه دریافت کرد و حسّان بن ثابت با سرودن شعری در دفاع از حریم اسلام، مورد عنایت آن حضرت قرار گرفت.
شعر در صدر اسلام
هنگام ظهور دین اسلام در شبه جزیره عربستان، شعر در جامعه آن روزگار نقش مهمی را ایفا میکرد؛ بدان گونه که اعراب جاهلیت از شعر، به عنوان عاملی برای غلبه بر مسلمانان بهره میبردند. کفار قریش، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را شاعر میخواندند و از شاعران درمانده عرب میخواستند در رقابت با کلام آسمانی، اشعاری بگویند. برخی از مفسران، شأن نزول سوره «شعراء» را همین ایام دانستهاند. هر چه میگذشت، نه تنها از اهمیت شعر کم نمیشد، بلکه از شعر به عنوان سلاحی در میدان جنگ استفاده میشد.
علامه امینی، (تعداد 33 نفر) از مشاعران صدر اسلام را نام میبرد که به برکت کتاب و سنّت، در رکاب پیامبرشان، چون شیران خشمگین، با شمشیری آخته از شعر به مشرکان، هجوم میبردند و چون بازهای شکاری پرواز کرده و گوش و دل آنان را شکار میکردند. آنها همواره همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بودند و با زبانهایشان به جهاد در راه خدا میپرداختند.
شعر در کلام مقام معظم رهبری
ـ شعر و هنر، زیباترین قالب برای همه پیامهای نوین و مایه گسترش و نفوذ این پیامها تا هر سوی خطه وسیع دلها و جانهای انسانی است و شاعران و سخن سُرایان آگاه، همیشه توانستهاند والاترین معارف انسانی را در کتیبه روزگار با نقشی جاودانه، به نسلهای بعد از خود بنمایانند.
ـ شعر و نیز همه قالبهای هنری، موهبتهای خداییاند که باید در خدمت خلق خدا و حامل آرمانهای والای خدایی باشند.
ـ شاعران جوان میتوانند منعکس کننده همه آرمانها، سیاستها، روشها و واقعیتهای انقلابشان در آثار شعری خود باشند.... امروز ملتها همچون الگویی به انقلاب ما و ملت ما و کشور ما و نظام ما مینگرند. بسیارند آنها که میخواهند سرنوشت خود را در آیینه این انقلاب ببینند. پیام انقلاب باید به زبانِ شعر و هنر، که اصیلترین و خالصترین زبانهاست به آنان منتقل شود. انقلاب در قالب هنر و ادبیات، آسانتر و صادقانهتر از هر قالب دیگر قابل صدور است.
شعر در کلام بزرگان
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله خطاب به شاعرانی که شعر را در دفاع از حق و رسوایی کافران به کار میگرفتند فرمود: «دشمنان را با شعر نکوهش کنید. همانا مؤمن، با دارایی و جانش جهاد میکند. سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست، گویا شما آنان را با شعرهایتان به تیر میزنید».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «هر که درباره ما یک بیت شعر بگوید، خدا در بهشت برای او خانهای میسازد».
شعر، موسیقی روحهای حساس است.(ولتر)
شعر، یک نقاشی است که زبان دارد و یک زبان است که نقش مینگارد.(کارموشل)
شعر، عبارت است از گره خوردگی عاطفه و تخیّل که در زبان آهنگین شکل میگیرد.(دکتر شفیعی کدکنی)
تولد شهریار
استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، در خانواده مرد دانش و هنر «حاج میر آقا خشگنابی» چشم به جهان گشود. روزهای کودکی او با انقلاب مشروطیت و بحرانهای اجتماعی و سیاسی در تبریز هم زمان بود. به همین سبب، پدر که از مبارزان فعال مشروطه خواه به شمار میآمد، در آن اوضاع نابهسامان، خانواده را به زادگاه اجدادی، روستای خشگناب منتقل کرد.
شهریار در سنین خردی با قرآن مجید و دیوان حافظ آشنا شد و این آشنایی، آغاز پیوند عمیق روح او با مفاهیم آیات قرآن و کلام حافظ بود. شهریار پس از تحصیل در مکتب خانه روستا و تکمیل آن در تبریز، در سال 1300 به اصرار پدر به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون به تحصیلات متوسطه ادامه داد. سه سال بعد وارد مدرسه طب شد، ولی به سبب پیشامدهایی، آخرین سال پزشکی را که با روحیه حساس او چندان هم سازگار نبود، نیمه تمام رها کرد. پس از آن، در بانک کشاورزی به خدمت دولت درآمد و در کنار آن، به شعر هم میپرداخت. شهریار مدتی در خراسان و تهران روزگار گذراند و سپس به زادگاهش تبریز بازگشت و در این شهر ماندگار شد.
ازدواج شهریار
شهریار در سال 1332، در 48 سالگی با یکی از بستگانش ازدواج کرد. همسرش آموزگار بود و در تبریز تدریس میکرد. شهرزاد، دختر شهریار، درباره ازدواج پدرش چنین میگوید: «وقتی پدرم برادرش را از دست داد، سرپرستی چهار فرزند او را به عهده گرفت و مانند پدری دل سوز از آنها مواظبت کرد. بعد از بزرگ شدن بچههای عمویم و موقعی که به اصطلاح دست هر کدام به کاری بند شده بود، خیاطیای را که در تهران داشت، با وسایلش به بچههای برادرش بخشید و تنها با یک جامهدان لباسهایش به تبریز آمد. سپس با مادرم که نوه عمهاش بود، ازدواج کرد. دیر ازدواج کردنش به علت مسئولیتی بود که در برابر بچههای برادرش داشت».
شهریار و دنیای هنر
شهریار به تمامی هنرها، به ویژه شعر، موسیقی و خوشنویسی علاقه داشت. او نسخ، نستعلیق و خط تحریری را خوب مینوشت و قرآن را با خط خوش کتابت میکرد. در جوانی، سه تار را به نیکویی تمام مینواخت، ولی پس از مدتی در پی تحولاتی درونی، برای همیشه آن را کنار گذاشت.
شهریار در سرودن شعر نیز، ذوق و توانایی شگفتی داشت. او پیرو مکتب ادبی و عرفانی حافظ بود. شهریار شاهکارهای جاودانهای در قالب قصیده، غزل، مثنوی، رباعی، شعر آزاد و... پدید آورد و آثار درخشانی به دو زبان فارسی و ترکی بر جای گذاشت.
شهریار از زبان شهرزاد
شهرزاد، فرزند ارشد شهریار، درباره روحیات پدرش چنین میگوید: «در زندگی خصوصی، آدمی بسیار بخشنده است. غیر از کمکهای مالی، حتی وسایل شخصیاش را نیز میبخشد. قلبی رئوف و مهربان دارد. بسیار احساساتی و حساس است و خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرد. از مرگ دوستانش خیلی متأثر میگردد.
بسیار پاکدل و ساده است و اگر کسی به کمک احتیاج داشته باشد، تا آنجا که برایش مقدور است از کمکهای مالی و جانی دریغ ندارد. موقع شعر خواندن، قیافهاش همراه موضوعات شعری تغییر میکند و گاهی دیده شده در مواقع حساس شعری، اشک در چشمانش جمع میشود و بغض گلویش را میگیرد و شنونده را بسیار تحت تأثیر قرار میدهد».
شخصیت شهریار
همه افراد در نظر شهریار یکسان بودند. او هیچ گاه خود را تافته جدا بافته از مردم نمیدانست. شهریار، همواره از شاعران و دوستان خود تعریف میکرد و همین، خود نشانه روح بلند و دور از تکبر او بود. نقل کردهاند زمانی که شهریار در تهران مشغول تحصیل بود، غزلیاتش در روزنامه و مجلات چاپ میشد و طرفداران بسیاری داشت. از این روی، عدهای به او رشک میبردند و با زبان و قلمشان درصدد آزارش بر میآمدند. اگر چه اشخاص صاحب نامی چون ملک الشعرای بهار حامی او بودند، با این حال عدهای با قلمشان همچنان او را آزار میدادند. شهریار در چنین فضایی، غزلی فروتنانه سرود و در مقابل آنها اظهار خاکساری کرد. همین رفتار فروتنانه، سبب شد آن عده با شهریار از در دوستی درآیند.
رمز موفقیت
شهریار در مصاحبه با کیهان فرهنگی درباره راز موفقیت خود میگوید: «من شانس ادبی خود را مدیون این هستم که وقتی شش ساله بودم و تازه الفبا را یاد گرفته بودم، در تاقچه اتاق ما، در دِه فقط دو کتاب بود با جلدهای مندرس؛ یکی قرآن و دیگری حافظ. من میرفتم بازی میکردم و میآمدم یک دفعه آیات قرآن را میخواندم و یک دفعه حافظ را. به این صورت از اول مغزم پر شد از این کلماتِ موزیکال آسمانی؛ به طوری که وقتی بزرگتر شدم، شعرهای دیگر و هر چیز دیگری را که میشنیدم یا میدیدم، به نظرم سبک میآمد. عمده شانس من این است که از اول با قرآن و حافظ شروع شد که هنوز هم هست. بعد هم استاد خوبی داشتم؛ مرحوم امیر خضری که در فرهنگ ایران نظیرش نیست. او شاعر بسیار توانایی بود و رقت قلب فوق العادهای داشت».
شهریار و اهل بیت علیهمالسلام
شعر شهریار، با زندگی وی درآمیخته و با عقایدش جان گرفته است؛ به طوری که از عمق ضمیر او فوران میکند و عقیده استوار و اندیشه ناب او را آشکار میسازد. شهریار، دوستدار و عاشق قرآن و عترت ـ دو میراث مانای محمدی صلیاللهعلیهوآله ـ بود و این عشق در شعرهای او هویداست؛ چنانکه هر کس به روشنی میتواند از لابهلای اشعاری که درباره شخصیت معصومان علیهمالسلام سروده است، عقیده و عشق پاک او را به خاندان اهلبیت علیهمالسلام باز بشناسد. البته عشق و ارادت خاص شهریار به امیرمؤمنان، حضرت علی علیهالسلام ، رنگ دیگری دارد و سبب شده است معروفترین، زیباترین و گیراترین اثر خود، یعنی علی ای همای رحمت را بسراید که سرودن آن، ماجرایی بس خواندنی دارد و آدمی را منقلب میکند.
جهادگری شهریار
شهریار، زبان و ادبیات را یکی از والاترین محافظهای دین میدانست. او ادبیات را بهترین عنصر برای ارشاد مردم و اشاعه دین برمیشمرد و برای همین منظور آن را به خدمت میگرفت. همان طور که او خود نیز تصریح کرده است، از دوران انقلاب به این طرف، یک لحظه هم از جهاد قلمی باز نایستاد و همواره با چنین بینشی، سلاح قلم به دست گرفت و بر دشمنان تازید و برای انقلاب، جنگ، رزمندگان و شهیدان شعر سرود.
شهریار از جهاد مالی هم در راه دین و وطن فرو گذار نکرد و همواره با بضاعت اندک خود، به جبههها کمک میکرد. همچنین معروف است که او، نصف حقوق بازنشستگی خود را ماهیانه برای کمک به جبهه میداد.
شعر در خدمت دین
شهریار، شعر را هنرمندانه به خدمت گرفته بود تا مذهب، ملت و میهن خود را به جهانیان معرفی کند. شعر او، گاه خواننده را به شعرهای دور و دراز میبرد، به آسمانهای عرفان و انسانیت کامل، پرواز میدهد و عالمهایی بالاتر از این عالم ظاهری را که خود درک کرده است به او نشان میدهد. گاه نیز خواننده را دگرگون میکند و او را وا میدارد بیاختیار به روزگار حسرت خود، به ناپایداری روزگار، آرزوهای محال، فرصتهای از دست رفته و بر آن گذشتهای که باز آمدنی نیست اشک بریزد و همه گذشته تلخ و شیرین خود را در آن ببیند. در واقع، هر یک از شعرهای شهریار، پردهای از سوز و سازها و افت و خیزهای زندگی او را نشان میدهد و از وطن، اجتماع و تاریخ سخن میگوید.
ویژگی شعر شهریار
بیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام، ویژگیهای شعر شهریار است. البته گاه در کنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده میشود شاعر با شجاعت، پروایی از کاربرد اصطلاحات عامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاورهای در میآمیزد و از اینکه ادیبان، سطح شعرش را نازل بپندارند نمیهراسد. این تلفیق شاعرانه، از ویژگیهای شعر شهریار است. شهریار معتقد به تحول و تجدید حیات در شعر ادبی بود و آثار این نوگرایی در بیشتر اشعارش دیده میشود. او از کاربرد مضامین نو، پروایی نداشت و در این زمینه، نوآوریهای فراوانی دارد.
پدر شعر نوین روستایی
یکی از ادیبان، شهریار را پدر شعر نوین روستایی معرفی میکند و میگوید: «شعر شهریار، نخستین شعر روستایی نوین است که پیوندی ناگسستنی با شعر سنتی دارد؛ البته او در موارد خاص به مقتضای ویژگیهای مربوط به زمان و مکان خود، به نوجوییها و نویابیهایی توفیق یافته است و این تازگی، به ویژه در شاهکار کمنظیر او «حیدر بابا یه سلام» آن چنان بنیادی است و از محتوایی آن چنان از دل برآمده و هیجانانگیز برخوردار است که میتوان و باید او را به حق، خالقی نوآور در زمینه شعر و ادبیات روستایی نامید.
در واقع شهریار، نخستین شاعری است که در شاهکار خود، به شیوهای خاص و در دامنهای گسترده از روستاییان و کار و پیکار آنان با طبیعت، از زیباییهای محیط طبیعی روستا، از آداب و رسوم و ویژگیهای زندگانی روستایی، از کودکان و جوانان و سالخوردگان روستا و از باورها و فرهنگ روستاییان، به زبان آنان و برای آنان به شیوایی سخن گفته است».
شهرت جهانی شهریار
یکی از نویسندگان درباره نگاه جهانی شهریار مینویسد: «شنیدهام وقتی یکی از اساتید ادب، ترجمه شعر «پیام به انیشتین» شهریار را برای آن ریاضیدان و نابغه روزگار میخواند، انیشتین با احترام و حیرانی سه بار به افتخار استاد شهریار از جای خود برمیخیزد و اشک شوق در دیدگانش حلقه میزند و زیر لب زمزمههایی با خود میکند.
شعر «پیام به انیشتین» استاد شهریار، نشاندهنده روحیه والای انسان دوستی و در همان حال، میهن دوستی اوست. علت اصلی حیثیت و آوازه جهانگیر شهریار، همین روح انسان دوستی و نبوغ خداییاش است که با روح خداشناسی و حق جویی همراه گشته و مانند شریانی حیاتی، در تمامی گفتار و اشعار او سیلان دارد. در اشعار شهریار، حق، وجدان و محبت با عرفان میآمیزد و جلوههای زیبایی میآفریند. او در اشعارش یار ستمدیدگان است و استعمارگرانی را که خون یتیمان و اشک فقیران را جاری میسازند، نفرین میکند».
شهریار دل
اشعار شهریار، به افسانه زندگی او نزدیک است. خاطرات کودکی، محرومیتها و ناکامیها، عشق و ایمان وافر او به وطن، خداشناسی، دین و اهل بیت علیهمالسلام ، همه را میتوان در شعرهایش پیدا کرد.
شهریار، شاعر مردم دوست، میهن پرست و بلند آوازه ایران، 83 سال با سربلندی و افتخار در بین مردم و همگام و همدوش با آنان زندگی کرد؛ با غصههای مردم غصه خورد، با گریههایشان اشک ریخت و در شادمانی آنها، شادمان شد. شهریار با احساسات شگفت و لطیف خود و ارتباط سخت عاطفی که با مردم برقرار کرده بود، میان مردم از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار بود. البته کمتر شاعری از چنین موهبتی برخوردار بوده است که در زمان حیاتش، به چنان شهرت و محبوبیتی میان مردم رسیده باشد.
پرواز تا بینهایت
روح پاک شهریار، این شاعر آزاده، در این کره خاکی بیش از این تاب نیاورد و در بامداد 27 شهریور 1376، به سوی بارگاه پروردگارش پر کشید. جسم خسته و نحیف او، با احترامی کمنظیر، بنابر وصیتش در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد که مدفن بسیاری از شاعران و هنرمندان آن دیار است. اما بدون شک، شعرهای او و آهنگ صدای گیرایش که همراه با موضوعات تغییر میکرد و شنونده را کاملاً دگرگون میساخت و قیافه آرام او، همچنان در خاطر همه مردم این مرز و بوم، زنده و جاوید خواهد ماند.
http://www.hawzah.net © کپی رایت توسط شهریار (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.) برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است. نوشته شده در تاریخ: 1387/6/26 (1266 مشاهده) [ بازگشت ] |