Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
مجتمع فنی تبریز قویترین پایگاه آموزشی و تجارت الکترونیک در شمالغرب کشور
منو اصلی

 صفحه اصلي
 تماس با مدیر سایت
 نقشه سايت
 فروشگاه سايت
 آمار سايت
 خانه عكسهاي سايت شهريار

 کاربران
 انجمنهای گفتگو
 پیغام خصوصی
 نوشته روزانه کاربرن
 معرفی به دوستان
 اخبار و مطالب
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 ارسال اخبار
 آرشیو ردیفی اخبار
 ارسال مقالات
 پیوند
 دریافت فایل
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 بهترینهای سایت
 جستجو
 سایر سایتها
 سایت رسمی نیما یوشیج
 وبلاگ سایت شهریار
 وبلاگ زيباي شهر تبريز


پخش ويديو هاي استاد شهريار
shahriyar

By: Anonymous
On: 31st May 2010
Views: 274
Rating: 3.17 Votes: 241



پخش صوتي اشعار استاد شهريار
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


اطلاعات کاربران
خوش آمدید , کاربر مهمان
نام کاربری
رمز عبور
کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

(عضویت)
کاربران سایت:
آخرین: elcin
امروز : 0
دیروز: 1
مجموع: 323

بازدیدکنندگان:
مهمان: 22
عضو: 0
مجموع: 22



دیکشنری



Powered by kianonline.ir


ليست مقالات اخير سايت شهريار
· شهریار شناسی
· عشقی با شهریار
· HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین )
· " حیدر بابا یا سلام "
· ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی
· ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی
· ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام "
· منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام "
· ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی
· منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین
· ویژگی سخن استاد شهریار
· علي (ع) در شعر استاد شهريار
· بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار
· يادي از شهريار شعر ايران
· نگاهی به زوایای شعری شهریار
· زندگينامه شهريار ( قسمت اول )
· زندگينامه شهريار ( قسمت دوم )
· ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش
· حنجره دردمند خشکناب
· عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول )
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم )
· استاد شهریار شاعر اهل بیت
· غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار
· شهریار در یک نگاه
· ويژگي‌هاي هنري شهريار
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" )
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" )
· گذري و نظري در كردستان و آذربايجان
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول )
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم )
· شاعر شور و مستی
· سبك و شيوه سخن استاد شهريار
· آشنایی با مقبره الشعرای تبریز
· هنر شهريار ( قسمت اول )
· روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی
· ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول
· هنر شهریار ( قسمت دوم )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم
· هنر شهریار ( قسمت سوم )
· هنر شهریار ( قسمت چهارم )
· مکتب های ا د بي ( 1 )
· مکتب های ا د بي ( 2 )
· شهريار «نابغة شعر»
· خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير )
· شهريار و موسيقي
· سیمرغ سهند (1)
· سیمرغ سهند (2)
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت اول )
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت دوم )


مترجم سایت شهریار
Translation


شهریار: شهریار شناسی

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]


گفتگوئي با استاد محمدحسين شهريار
شهریار شناسی

گفتگوئي با استاد محمدحسين شهريار

عشق مي‌بارد جمال پير را

شعر، حكايت كهني است؛ حكايت پررمز و راز قصه‌ايست كه در نهفت پرقدمت فرهنگ پرشور و شعور مردم اين آب و خاك جاي دارد و حكايتِ قامت بلند و برافراشتة لفظ پارسي است كه هماره با كام‌ها و ناكامي‌ها، با زخم‌هاي كهنه و شوق‌هاي تازه عجين و از آن سيراب گشته و در گذارة زمان، با قاطعيت صخره‌اي در زير يورش باران و تگرگ، همچنان كوهواره و پرصلابت بر اصالت خود پاي فشرده است.

از استثناءهاي تاريخ شعرمان همچون حافظ و سعدي كه بگذريم و بي‌آنكه بخواهيم اين دو ماندگار عرصة ماناي شعر را براي سنجش ديگر شاعران ملاك قرار دهيم ـ كه از سوئي تنها محك معتبر و از سوي ديگر، خطرناك براي شاعران مورد سنجش است ـ ميزان‌هاي شعر هر شاعري را، با توجه به استحكام و قدرت شعري آنها، مي‌توان در راه‌يابي بر اذهان مردم مورد قضاوت قرار داد  واين همان حكايت شهريار و اشعاريست كه همچون دانه‌هاي سبز و مصمم در بهار شعر ايران مي‌شكفند  و درختان تناوري مي‌گردند، بي‌آنكه بيم گزندي بر آنان رود؛ چرا كه از دل بر‌مي‌آيند. شعرهائي كه به لحاظ بار معنائي همسنگ و مافق با تفكر مردم و بي‌بهره‌وري از الفاظ گنگ و نارسا، زبانزد خاص و عام مي‌گردند و چونان آئينه‌اي بي‌خش، بازتاب غم و رنج و يا شوق و عشق ديگران مي‌گردد.

حكايت شهريار، حكايت خود را دارد؛ حكايت تشييع دردها و بيقراريهايش در پهندشت شور و شيدايي است.

شهريار شعر را از كودكي مي‌آغازد: «از همان كودكي، شعر را شروع كردم؛ هفت ساله بودم و شايد هم كوچكتر. نمي‌دانم چه چيز در درون من مي‌جوشيد و چه چيزي مرا بر آن مي‌داشت كه خواسته‌هايم را به صورت شعر بيان كنم».

شعر، همانگونه كه شهريار آنرا لطايف روح انسان مي‌داند، بي‌آنكه قابل وصف باشد، در پشت پرچين هفت سالگي شهريار پرسه مي‌زند تا به شط بارور ذهن او راه يابد. و اين راه‌يابي، همانا آغاز توفان پرغريوي است كه لحظه‌هاي ناب حيات او را در برمي‌گيرد. لحظه‌هائي كه با شعر:

من گنه‌كار شدم واي به من            مردم‌آزار شدم واي به من

آغاز مي‌شود. اين شعر سرفصل بهره‌وري از كلمات روان و رايجي است كه همواره حجم بسياري از اشعار شهريار را در برمي‌گيرد و به سادگي به ذهن مي‌خَلَد.

شهريار با نقبي به خاطرات معطر كودكي، از پدري سخن مي‌راند كه سهمي درخور، در شكل‌گيري ذوق شاعرانه‌اش دارد: «پدر بزرگواري داشتم، بي‌نظير بود؛ سيدي نوراني. اهل ذوق بود و هنر. خط خوشي هم داشت و با آنكه وكيل درجة اول بود، خوشنويس و محرّر حاج ميرزا حسين، مجتهد تبريز بود. اسمش حاج مير آقا خشكنابي بود».

يادبودهاي شهريار، از زني به نام «مادر»، سواي پژواك مهر و عاطفه‌اش در چهار ديواري خانه است؛ او را زني اديب مي‌داند كه شعر را خوب مي‌فهمد و به هنگام خواندن شعر، سراسر شور و جذبه مي‌شود؛ انگار كه امواجي نامرئي او را در برگرفته باشند: «من تراژيك‌ترين شعرهاي تركي را در نوحه‌هاي مادرم شنيدم؛ زني كه به هنگام مرگ دخترش، آنچنان ميه كرد و آنچنان شعرهائي خواند كه من هيچگاه نظير آنها را نشينده‌ام. اما افسوس كه نتوانستم آنها را بنويسم و به عنوان بخشي از شعر و ادبيات زبان آذري آنها را حفظ كنم».

شهريار، زبان آذري را زبان احساس مي‌داند؛ زباني كه مي‌تواند زلال‌ترين مكنونات قلبي شاعر را بيان كند: «اما افسوس كه اين همه بعد گستردة حسي، در چهار چوب تنگ تكنيك، دچار ضعف مي‌شود».

شهريار در سال 1285 در تبريز زاده شد و دوران كودكي را در كنار پدر و مادري با دركي روشن از شعر و شور و احساس گذراند و به همين واسطه توانست به تار و پود اين زبان چنگ اندازد و حجم حس و بيان خود را بر واژه‌هاي نجيب آن بنشاند و خود را به حول و ولاي آهنگين و موزون آن بسپارد.

شهريار گرچه مأنوس زبان آذري است و اين زبان، زبان نياز و ضرورت در موطن اوست، معهذا زبان فارسي، زبان ديگري است كه شهريار با دست يازيدن بدان، مي‌تاند زواياي پنهان و پررمز و راز احساس خود را بيان دارد.

شهريار در سال 1300 راهي تهران مي‌شود و به تحصيل در رشته طب مي‌پردازد. اما شعر، اصلي است كه همواره بدان پايبند است: «مدتي كه در تهران ماندم، ديگر تهراني شدم. شعر من به زبان فارسي بود و امضايم همان سيد محمدحسين بهجت خشگنابي. و در همين ايام بود كه تخلصم را از حافظ گرفتم: وضو گرفتم و حمد و سوره خواندم و رو به قبله نشستم و حافظ را به شاخه نباتش قسم دادم. ديوان را گشودم، آمد:

سحر چو خسرو خاور علم بر كوهساران زد

به دست مرحمت يارم در اميدواران زد

چو پيش صبح روشن شد كه حال مهر گردون چيست

برآمد خندة خوش بر غرور كامگاران زد

و من تخلصم را از بيت آخر گرفتم:

دوام عمر و ملك او، بخواه از لطف حق اي دل

كه چرخ اين سكة دولت به نام شهرياران زد

اما كمي فكر كردم، ديدم كه براي من سرگشته و جوان، لقب شهريار، عنوان بزرگي است. پس فال ديگري زدم:

چرا نه در پي عزم ديار خود باشم               چرا نه خاك سر كوي يار خود باشم

غم غريبي و غربت چو برنمي‌تابم               بشهر خود روم و شهريار خود باشم

سيدمحدحسين بهجت خشگنابي از اين پس نام « شهريار» را بر خود مي‌نهد و پرواز بر فراز گسترة شعر را با بالهاي خواجة شيراز مي‌آموزد و به خود شيوة چنين پروازي را نويد مي‌دهد:

شهريارا قلم از خواجة شيراز بگير     تا ورق، رشك گل و لالة دلكش باشد

آشنائي شهريار با شعر از دوران كدكي، و سپس غوطه‌وري در درياي بي‌كران شعر خواجة شيراز، مرهمي بر دل شكسته و رنج و حرماني اشت كه از چندي عارض او گشته است. عشق، اكنون همچون دانة گياهي است كه در سراچة دل او، تصير پرشكوه و شكوفة بهار را نويد مي‌دهد:

با رنگ و بويت اي گل، گل رنگ و بو ندارد      با لعلت آب حيواني، آبي به جو ندارد

از عشق من به هر سو در شهر گفتگوئيست         من عاشق تو هستم، اين گفتگو ندارد

جز وصف ماه رويت در پشت سر نگويم                  رو كن به هر كه خواهي، گل پشت و رو ندارد

ميزان‌هاي بهره‌وري شهريار از غزليات حافظ، اكنون نه معيارهاي عارفانه، كه همانا در زمرة عشقي مجازي است؛ عشقي كه ارتفاع بلند خيال و انديشة او را يكسره، در سيطرة خود قرار داده است و او رو به هر سو كه مي‌گذارد، نشان از خط و خال او دارد، نشان از طرة گيسوي او دارد و نقش هر چهره، (عيان غاليه خط) اوست؛ بي‌آنكه بداند كه در تهاجم بي‌امان باد پائيز، اين شكوفة نشكفتة بهاري به تاراج خواهد رفت:

رو كن به هر كه خواهي گل پشت و رو ندارد

شايد هيچگاه شهريار بوي جنازة عشق را نيازموده بود و نمي‌دانست كه در زلّ آفتاب سرمستي، قامت بلند غرور او، در هلهلة بادهاي هرز و نافذ خميده خواهد شد.

شهريار، اكنون، شكسته دل و پريش، سر به كوچة خاك‌آلودة غم مي‌نهد. ديگر نه عطر گل شقايق و طراوت گل شمعداني، كه همه جا عبوس و عفن و حزن‌آلود است، و تنها آنچه كه سراپردة ذهن او را به خود مشغول مي‌دارد، همانا نفريني است كه در اشعارش ظاهر مي‌شود:

چو ابرويت نچميدي به كام گوشه‌نشيني               برو كه چون من و چشمت به گوشه‌ها بنشيني

چو دل به زلف تو بستم به خود قرار نديدم     برو كه چون سر زلفت به خود قرار نبيني

به جان تو كه دگر جان به جاي تو نگزينم                كه تا تو باشي و غيري به جاي من نگزيني

زباغ [حسن] تو هرگز گلي به كام نچيدم               برو زگلبن حسنت گلي به كام نچيني

اكنون واژه‌هاي سركش شعر شهريار، در امتداد عبور اين بغض‌هاي تازه، ماية تسلائي مي‌گردد تا روئينگي شبهاي كشدار و بلند ا را به صبح برساند:

براي مشاهده متن كامل بر روي " ادامه متن " كليك كنيد



ويژگي‌هاي هنري شهريار
شهریار شناسی

ويژگي‌هاي هنري شهريار

دكتر غلامحسين بيگدلي

قبل از هر چيز اين نكته را متذكر بشويم كه در اين سخنراني كوتاه به هيچ وجه چنين هدفي در برابر ما قرار ندارد كه راجع به تمام گوناگوني‌ها و جوانب متنوع آثار هنري شهريار نكاتي به نظر خوانندگان رسانده شود. منظور اساسي ما در اين گفتار فقط عبارت از بيان نمونه‌هائي از آنهمه ويژگي‌ها و قدرت هنري شهريار به مثابه يك شاعر برجسته معاصر مي‌باشد. بويژه در اين گفتار نكتة جالب توجه زير مورد توجه است كه: شهريار شاعر نيرومندي است كه با استفادة ماهرانه از كليه مشخصات هنري نظم كلاسيك، پا را از دايرة محدود آن فراتر گذاشته و سنن ديرين نظم كلاسيك را درهم شكسته و در مقياس وسيعي از عناصر زبان توده‌اي و خلقي استفاده نموده است.

با اين ترتيب در اشعار شهريار مي‌توان اوج هنر كلاسيك نظامي، اوحدي، حافظ، سلمان ساوجي و غيره را ديد و ضمناُّ سادگي و رواني شعر نوين توده‌اي شهريار او را به عنوان يك شاعر خلقي از استادان نظم كلاسيك ممتاز مي‌سازد. اشعار وي به عقيدة اكثر ادباي معاصر ايران از شاهكارهاي شعر و ادب فارسي و آذربايجاني به شمار مي‌رود. وحيد دستگردي آثار محمدحسين شهريار را افتخار ادب ايران، احمدبيك آتش دانشمند ترك افتخار ادبيات ترك زبان و استاد ملك‌الشعراء بهار افتخار ادبيات جهان ناميده است.

به عقيدة برخي ديگز از ادباي ايران در ظرف ششصد سال اخير يعني پس از حافظ شعر شهريار از لحاظ زيبائي و هنر و ايجاز و تأثير بويژه در نوع غزل كم‌نظير است.

اثر ارزندة «حيدربابايه سلام» او به زبان تركي آذربايجاني و ديوان چهارگانة وي به فارسي به قول سلف بزرگوارش محمد فضولي به مثابة سفرة رنگارنگي مشاهده مي‌نمايد.

آثار فارسي شهريار در اوزان مختلف عروض و يگانه اثر تركي وي به نام «حيدربابايه سلام» در وزن هجا سروده شده و نظم شهريار شامل انواع: قصيده، غزل، مثنوي، قطعه، رباعي، مفردات، شعر آزاد و غيره مي‌باشد.

شهريار همچنين موسيقي‌دان توانائي است كه شعر و موسيقي را با هم درآميخته و آثار ادبي ارزندة دلنشيني به وجود آورده است. اشعار آبدار وي از لحاظ صنايع بديعي، اسلوب پوئتيك، طبيعي بودن و اصالت خود ممتاز است. او در اندك سخن معاني بسياري گنجانده و در چند مصراع لوحة رنگارنگ يا صحنة زيبائي به وجود مي‌آورد. همچنين شهريار به زيبائي و وحدت فرم و مضمون آثار خود دقّت فراواني مبذول داشته [به طوري كه] در اشعار مليح و پرمغز وي هم‌آهنگي فرم با مضمون كاملاُّ مراعات شده است. او براي ايجاد تاثير بيشتر گفته‌هاي خود در انتخاب وزن مناسب با موضوع نيز مهارت خاصي به كار برده است.

از طرف ديگر شهريار شاعر نوآوري است و خصوصيات نويني در نظام آداب فارسي و آذربايجاني داخل كرده است، بخصوص اين نوآوري شاعر را در مضمون اشعار غنائي وي بيشتر مي‌توان مشاهده نمود. ماهيت اين نوآوري عبارت از اين است كه شهريار علي‌رغم اسلاف خود و سنن نظم كلاسيك در غزليات خويش تنها به ترنم عشق مادّي يا محبت الهي نپرداخته بلكه بسياري از صحنه‌هاي رنگارنگ زندگي اجتماعي، خاطرات و ملاحظات شخصي، روابط و علائق دوستي و خانوادگي، حس وطن‌پرستي و خلق دوستي [و] صلح‌پروري را با مهارت و استادي تام در غزل‌هاي خود منعكس نموده است. علاوه بر اينها  به طور مبسوط از ادبيات شفاهي و امثال و حكم و ايديومها نيز استفادة كامل كرده است كه ما در اين باره سخن خواهيم راند.

براي مشاهده متن كامل بر روي " ادامه متن " كليك كنيد



هم اندیشی های سیاسی،عاطفی و مذهبی شهریار با
شهریار شناسی

هم اندیشی های سیاسی،عاطفی و مذهبی شهریار با نیمایوشیج (بخش اول)

ابوالفضل علیمحمدی

رازی است که آن نگار می داند چیست

                                           رنجی است که روزگار می داند چیست

آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوست

                                            من دانــم و شــــهریار می داند چیست

                                                                                   کلیات نیما ص 530

این چه سر و چه راز مگویی است که نــیما جز شهریار همدردی دیگر بر شناخت آن

نمی یابد؟و این چه تاکید بر کتمان سری است که شهریار بر نیما می کند؟

نـــیما غم دل گو که غریبـــانه بگرییم

                                          سر پیــش هم آریم و دو بیگـــانه بگرییم

                                                                    کلیات شهریار جلد یک ص 114

آیا شــهریار و نیما علیرغم تفاوت در سبک و زبان و نگرش،دو درد آشنای دیرین اند؟

یا دو بیگانه ی نا آشنا ؟

در موارد غرابت و بیـــگانگی این دو شاعر از همدیگر، بسیار نوشــته اند،امــا در باب

 همدلی ها،وســواسها و هراسهای مشــترک این دو هنرمند توطئه ی سکوت راه

 انداختند.به ویژه برخی از نو اندیشــان نو اندیش تر از نیما و تجددگرایان متجددتر از

 ایشان،نقش شهریار را در شکل گیری و معرفت آثار نیما به عمد فراموش کرده اند.

امید است که این مقاله بتواند ریشه ی همدردی های و همدلی های این دو شاعر

صاحب سبک را عرضه نماید. منظومه ی مسمط گونه ی"افسانه" که نقطه ی آغازی

بر شعر معاصر فارسی شمرده می شود،در دی ماه سال 1301توسط نیــما یوشیج

سروده شد.در آن سال شهریار در تهران می زیست. تهرانی که یک سال از کودتای

رضاخان را پشت سر گذاشته و سایه ی سنگینـش را در تمام زوایای خویش، حتی

در محافل ادبی تجربه می کرد.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نکته :

منبع

 http://a-alimohammadi.blogfa.com



هم اندیشی های سیاسی،عاطفی و مذهبی شهریار با
شهریار شناسی هم اندیشی های سیاسی،عاطفی و مذهبی شهریار با نیمایوشیج  (بخش دوم)

 ابوالفضل علیمحمدی

پس از کودتای 28 مرداد 1332 و دستگیری نــیمایوشیج، مقتــضیات زمانه، کاری کرد

که نــیما نتواند گفته هایش را به روشنی با مردم در میان بگذارد و همین ترس و بیم

بود که گفتـــه هایش را پیــچیده تر از آنکه همه ی مردم بتوانند بفهمند، بــوجود آورد.

مهمترین خصوصیت هنر و ادب این دوران که رژیم ابتدا ناخواسته و سپس آگاهانه به

آن دامن میزد،تـفکیک آن به دو بـخش مردمی و روشنفکرانه بود، به این ترتیب حرکت

اصــلی و اثرگذار هــنر و ادبــــیات،چندان پیــچیده شد که از مردم به دور افتاد. رژیـم

شادمــانه این تــفکیک را پـذیرا بود، چرا که مــطمئن بود روشـــنفکران هیچ گونه هم

سخنی با مردم نخواهد یافت.(9)

جلال آل احـــمد در مــقاله ی "مشکل نیمایوشیج"  به صــراحت می نویسد: عــالم

سیاست تنها با توجه به جنبه ی تخریبی کار نیما به او بال و پر می دهد و اورا ناچار

می کند که به کار خود پیچیدگی بیشتری دهد (10) شـهریار نیز با اشــاره به آخرین

دیــدار خود که در سال 1337 در تــبریز انجام گرفته بود به اقرار خود نـــیما در این باب

اشاره ها کرده است.(11)

شــهریار به رغم تاثــیری که از نـــیما پذیرفته بود، زیر این پــیچیدگی در زبان نـرفت و

اســـتقلال هـــنری و شـــعری خود را هـــمچنان پـــس از ســـال 1330،حفظ کرد. او

که عشق به طبیعت و یک نوع فانتزی تخیلی را از نیما آموخته بود زبان مردمی خود را

فــراموش نکرد.او در ســـال ۱۳۳۰، مـــنظومه ی"حیدر بابایه ســـلام" را که در ســطح

بــسیار وسیعی در داخـــل و خارج کـــشور با تــوده های مـــحروم شـــهر و روســـتا

ارتـــباط عاطفی بر قـــرار کرده بـــود،سرود. اگــــر نه فریاد ستم ستیز روستائیان،

دست کم صدای دردمندانه و آه و حسرت با آنان هست.(12)

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نکته :

منبع

http://a-alimohammadi.blogfa.com



استادان موسيقي معاصر در شعر استاد شهريار
شهریار شناسی

استادان موسيقي معاصر در شعر استاد شهريار

سوزي نداشت شعر دل‌انگيز «شهريار»

گر...

دكتر ساسان سپنتا

اشعار دلكش و زيباي شهريار سخن، شاعر شيرين كلام معاصر سيد محمدحسين شهريار علاوه بر وصفهاي بديع و جاذب شاعرانه و كاربرد مضامين جديد و تصاوير خيال‌انگيز و رعايت تناسب و هم‌آهنگي (هارمُني) واجهاي زبان فارسي و موسيقي شعر ودارا بودن تجسم شيوة زندگي دل‌انگيز روستائي و مشحون بودن از مفاهيم فرهنگ عامه داراي نكات مهم و اشارات قابل اعتنا از تاريخ هنر معاصر است. شهريار بر خلاف برخي از شعرا كه به علت هوي و هوس و يا به سائقة شهرت طلبي به سرودن شعر پرداخته‌اند، هيچگاه بدون انگيزة معنوي، شعر نسرود و در برخي اشعارش بازتاب همنشيني‌ها و مجالست‌هاي او با هنرمندان برجسته و پرآوازه ملاحظه مي‌شود و آن اشعار واجد مطالب و اشاراتي است كه تشريح آن اشارت خود روشنگر بخشي از تاريخ فرهنگ و هنر دوران معاصر مي‌باشد. هر كدام از اشعار زيباي استاد شهريار با حوادث و زير و بم‌هاي زندگي پرفراز و نشيب او مرتبط است و ازاين نظر هرگاه شأن صدور هر شعر توجيه گردد و سرگذشتها وحوادث عبرت‌انگيزي كه شاعر با اشارتي كنايه‌آميز در خلال اشعارش از آنها ياد كرده است ذكر شود، توضيحات اخيرالذكر در بردارندة شمه‌اي از تاريخ هنر معاصر خواهد شد و اشاراتي كه استاد شهريار به ميان اورده است جهت خوانندة آن اشعار روشن خواهد گرديد.

هنرمنداني كه با شهريار دوست و معاشر بوده‌اند و شاعر در اشعار خود به نام و خصال آنان اشاره كرده است هر كدام در تاريخ هنر ايران چهره‌اي نام آورند و برخي از آنان در اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم سهم بسزائي داشته‌اند. از آنجا كه شهريار با استاداني در رشتة موسيقي دوست و همنشين بوده است كه برخي مانند: ابوالحسن صبا و محمود تاجبخش در رشتة موسيقي سمت استادي بر نگارندة اين مقاله داشته‌اند و برخي ديگر چون: قمرالملوك وزيري، عبدالله دوامي، علي‌اكبر شهنازي، تاج اصفهاني ـ و تعدادي ديگر از آنها كه شهريار به هنرشان ارج نهاده است ـ محضرشان فيض بخش هنر براي نگارندة اين سطور بوده است كه كمابيش از نزديك با صفات و خلقيات و فراز و نشيب‌هاي فعاليتهاي هنري و ويژگيهاي كار آنان آشنا بوده‌ام، بنابراين آنچه شهريار در آن زمينه سروده و در اشعار خود ياد كرده يا حتي به اشارتي زودگذر بسنده كرده است براي اين بنده، بسي آشنا و ملموس است و از قرائت آن بسي زمينه‌هاي مشترك فكري و احساس بين شهريار و نگارنده يافت مي‌شود كه محصول تداعي روزگار آشنائي با استادان سابق الذكر است. چه بسا مواردي را كه شهريار به كنابه در ذكر حال استاد نام‌آوري در شعر خود آورده است كه مربوط به اوج وحضيض حوادث زندگي آن هنرمند است و چه بسا اشارت تأسف‌انگيز يا ترحم‌انگيزي بر انزواي استادي كرده است كه بر اثر آشنائي با حسب حال آن استاد مصداق ان براي نگارندة اين مقاله روشن است و در اينجا تا آن حد كه حجم مقاله اجازه دهد به توضيح مواردي از آن مي‌پردازم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سايه روشن شعر شهريار
شهریار شناسی

سايه روشن شعر شهريار

علي‌اكبر ترابي

سخن گفتن از «حيدربابا» ـ شعر معروف و جهاني، حيدربابايه سلام ـ سخن گفتن از هزاران روستا يا آبادي اين ديار است با مردمي ساده و سختكوش كه به حيات سراسر تلاش و زحمت طاقت‌فرساي خود در محيطي طبيعي يا مقرون به طبيعت، ادامه مي‌دهند. همچنين سخن گفتن از خود «شهريار» نيز، ه مصداق سخن گفتن از آن گونه هنرمندان و شاعران معدودي است كه عمري همدرد با مردم شهر و روستاي خود زندگي كرده، سپس، زندگي و محيط اجتماعي و طبيعي شهر و روستاي خود را صميمانه وهنرمندان با زبان سحرآميز و افسون كننده به تصوير كشيده‌اند.

به طور مسلم چنين شاعراني، بويژه آناني كه حيات روستايي (آداب و رسوم، غم‌ها و شادمانيظها و كانون‌هاي گرم خانوادگي و مجالس عمومي و خصوصي روستايي را با چيره‌دستي تصوير كرده باشند، در جهان، سخت اندك‌اند، تا آنجا كه مي‌توان گفت در خاور زمين، از اين لحاظ، شهريار از پيشگامان در زمينة سرودن شعر محلي، روستايي برجسته‌ترين شاعر نوآفرين است. ارزش و اهميت اين نوآفريني در زمينه شعر روستايي از آنجاست كه خلأيي عظيم، و درست‌تر، فقري مطلق در اين مورد، تا سده كنوني وجود داشته و دارد. بي‌گفتگو همين فقر هنري، خود در درجة نخست، معلول اين امر بود كه تا همين اواخر، اكثريت قريب به اتفاق جمعيت روستاهاي خاورميانه را بي‌سوادان تشكيل مي‌دادند؛ و از ميان چنين اكثريت فعال و سختكوش و پاكدل، ولي مدرسه نديده، پيدا شدن شاعراني با تحصيلات عالي و با زبان و بياني هنرمندانه امكان نداشته است؛ به علاوه، براي شاعران بزرگ شهري نيز فرصت و امكان و اسباب پرداختن به روستا و زندگي روستايي و به تصوير كشيدن حيات اجتماعي آنان فراهم نبوده است. در واقع، اغلب شاعران شهري يا اساساُّ به چنين امري توجهي نداشته‌اند و چنين موضوع و مسئله‌اي برايشان مطرح نبوده است و اگر افرادي از آن ميان، دورادور، به فرهنگ آفريني روستاييان كشاورز يا دامدار و در كل، فرهنگ فولكلور، متوجه بوده‌‌اند، در مورد زندگاني اجتماعي و حيات فكري ـ فرهنگي روستايي، از آنچنان اطلاعات همه جانبه و واقع‌بينانه‌اي كه بتواند پشتوانه شعر و هنر آنان باشد، برخوردار نبوده‌اند، به طور يقين، براي بيان هنرمندانه و واقع‌بينانة زندگي روستاييات و محيط اجتماعي، و زيبائي‌ها و محيط طبيعي و روابط اجتماعي آن، كافي نبوده و نيست كه هنرمند و شاعر شهري، مثلاُّ، در تصويرگري، نقاشي چيره‌دست، و يا در توصيف‌ زيبائي‌ها شاعري گشاده زبان باشد، بلكه شرط اصلي اين بوده و هست كه شاعر، جامعه و فرهنگ روستايي و شيوة زندگي و آداب و رسوم نهادهاي حيات آن را بخوبي بشناسد، در كار و تلاش پايان‌ناپذير روستاييان و فعاليت‌هاي اجتماعي آنان، به طور مستقيم يا غيرمستقيم، شركت داشته باشد، با آنان در راه پرنشيب و فراز زندگي اجتماعي ـ اگر نه هميشه همگام و همراه ـ دست كم همدرد باشد؛ و در يك جمله روستا و مردمان آن ويژگي‌ها و مقتضيات حيات روستايي را نظراُّ و عملاُّ شناخته و به اعتباري آن را «زندگي كرده» باشد، تا بتواند واقع‌گرايانه و هنرمندانه «شعري كه زندگي است» در مورد روستا و شهد و شرنگ زندگي آن بسرايد.

چنين شرايط و امتيازاتي، تاكنون، در كمتر شاعري جمع بوده است. شهريار كامرواترين شاعري است كه براي نخستين بار در خاورميانه، حيات روستا را هنرمندانه، به شيوه‌اي خاص، موضوع هنر قرار داده است؛ و در بازآفريني اين زندگي، كه بخش اعظم آن براي شهريان و شاعران شهري ناشناخته و مجهول بوده، آنچنان كه از يك شاعر حساس و توانا انتظار توان داشت توفيق يافته و باهنرمندي، زيباييهاي طبيعي روستا، صفا و سادگي آنان، زيبايي ظاهر و صفاي باطن انسانس، كار و تلاش پرثمر كشتكاران، اميدو آرزوي آنان، آداب و رسوم و شيوة زندگي زنان و مردان، جوانان و پيران روستا را تصوير كرده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



خاطراتي از شهريار
شهریار شناسی

خاطراتي از شهريار

 مهدي اخوان ثالث

... نيما هميشه مست خدا بود يا بگو هميشه خدامست، اما براستي تف كن بر آنچه گفتم و گذشت. من حيران بودم در ديدارها و حتي غياب او ـ غرقه در شعرها و كارهايش ـ، كه اين مرد مردستان، از كدام خم و چشمه و دريا سبويش ـ سبوي هميشه در پستويش ـ را پر مي‌كند؟ زنده ياد شهريار تبريزي، كا نزد من چون جان عزيز بود و يادگارهاي شعري دست نخورده و ارشاد نشده‌اش هميشه عزيز خواهد بود (چون عماد جانم) باري به كسي گفته بود (بگذاريد حالا كه حوصله‌اش را دارم يك دو سه خطور خاطر و نيمچه خاطره‌ام را از شهريار برايتان نقل كنم، وقتي من از مشهد به تهران مي‌آمدم در سال 1326 شمسي كه نوزده ساله بودم، اول، و 1327 كه معلم و مدير و مؤسس دبستان كريم‌آباد بهنام سوختة ورامين ـ چهار بهنام دارد ورامين: پازوكي و... سوخته ازيسن و ديگر يادم نيست ـ شدم، چند سالي، براي هميشه به تهران كوچ كردم، باري وقتي عازم تهران بودم مرحوم گلشن آزادي مدير جريدة دو يا سه بار در هفته انتشار آزادي و ميزبان و تقريباُّ مدير انجمن ادبي خراسان، رحمت خدا بر او، كه شهريار هم شعري براي او ديوان ارشاد نشده‌اش دارد، نمي‌دانم درين چاپ ارشاد شده‌اش هم هست يا نه:

دل در هواي گلشن آزادي               مرغي بود [فغاني] و فريادي الخ

من هم در ارغنون شعري براي اين در گذشتة ارجمند كه هم به گردن شهريار حق دارد و هم به قول جهنگير تفضلي به گردن سه نسل از اهل ذوق و شعر خراسان و... حق دارد، يادش گرامي و زنده باد، باري گلشن آزادي هنگام كوچ دائمي‌ام به تهران تهران نامه‌اي خطاب به شهريار، داد به من كه به‌ش برسانم و گفت: وقتي بر وي پيش شهريار، او خيلي آدم مهربان و خونگرمي است، هر تازه وارد را كه مي‌بيند، همان تو دلانچة خانه مي‌گيرد غرق ماچ و بوسه و ازين حرفها مي‌كند، اين عادتش است، البته من دربارة اين عادت خونگرمي و مهرباني شهريار، قبلاُّچيزها شنيده بودم، آدمي كه براي جهانگير خان تفضلي شعر مهربان و خونگرم بگويد، حال آنكه جهانگيرخان تقريباُّ تقريباُّ همسن و سال شهريار بود، يا شايد يكي دو سال كم‌سن‌تر، به هر حال با شهريار دمخور شده بود و آمد و رفت و از اين حرفها، جهانگيرخان پنجاه شصت سال را شيرين داشت، آن وقت شهرياري كه براي جهانگيرخان پنجاه شصت ساله ـ كه خودش رندي برومند و يلي بود در سيستان يعني در تهران ـ شعر عاشقانه بگويد:

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



راز موفقيت شهريار شعر فارسي
شهریار شناسی

دكتر غلامحسين عمراني

سخن مشهور آن است كه شهريار حتي در كودكي شاعر بود و گفته‌اند برخي شاعران از همان طفوليت، شاعر به دنيا مي‌آيند. نكته ديگر اين‌كه شاعر تبريزي با لهجه آذري يك شاعر دوران‌ساز و جريان‌ساز بوده است.

زندگي اين شاعر فراز و نشيب‌هايي دارد كه او را به تاريخ معاصر كشورمان در صدر مشروطيت متصل مي‌گرداند. شهريار شاعري بود تحصيلكرده كه پس از پايان تحصيلات در مدرسه دارالفنون در رشته پزشكي پذيرفته شد و به مدرسه عالي طب رفت تا پزشك شود، اما يك‌سال پيش از دريافت درجه دكتري در رشته پزشكي به سبب عشق نافرجامي دست از ادامه تحصيل كشيد و به خراسان رفت و طبيب دل خويش شد.

وي پس از سال‌ها اقامت در خراسان به تهران بازگشت و ميل شديد بازگشت به كودكي و هواي زادگاه (در سال 1332 ش)‌ سرانجام او را به تبريز بازگرداند و تا آخر عمر در انزواي دل خويش، زندگي را به پايان رساند؛ اما شعرش در صفحه روزگار ماند و نام و يادش همانند روح زلال و نابش جاودانه شد.

سالمرگ او را در تقويم تاريخ روزگارمان به سال 1367 ش نوشته‌اند و اين واقعه را در 27 شهريور همان سال به عنوان روز بزرگداشت شهريار ثبت كردند و از آن پس، روز 27 شهريور هر سال روز شعر و ادب ناميده شد.

با ورود به هزاره دوم شعر فارسي در اين عصر و اين دهه، شهريار، شاعري هزار و صدساله شده است. حال بايد پرسيد راز ماندگاري شهريار در شعر هزار و صدساله معاصر چه بوده است؟ در مورد پرسش اخير، راه خطا نپيموده‌ايم اگر تاريخ و انتخاب مردم را ملاك گزينش درست تلقي كنيم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شعر شهريار ساده و صميمي است
شهریار شناسی

رضا اسماعيلي_ شاعر_ يكي از ويژگي‌هاي شعر شهريار را سادگي و صميميت مي‌داند و معتقد است وي سعي كرده مردم را با غزل آشنا و پيوندشان را محكم‌تر كند. بر همين اساس زباني ساده را در غزل‌هايش وارد كرده است./

 رضا اسماعيلي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، درباره ويژگي‌هاي شعر شهرياراظهار داشت: مهم‌ترين ويژگي شخصيتي شهريار كه توانست در شعرش تجلي يابد عشق بود. شهريار فرزند عشق بوده و عشق، شعر او را پرآوازه كرده است. سيماي عشق در آثار او سيمايي معصوم و نجيبانه و چون اكسيري است كه از مس وجود آدمي طلا مي‌سازد. تجلي عشق در اشعار او هم زميني و هم آسماني است؛ چراكه شهريار اعتقاد دارد عشق مجازي مقدمه‌اي براي عشق الهي به حساب مي‌آيد. عشق در نگاه او از هر جنسي كه باشد زيباست و موجب وارستگي و آزادي مي‌شود.
وي درباره زبان ساده و صميمي غزل‌هاي شهريار يادآور شد: سهل و ممتنع بودن زبان شعري سعدي به خوبي در شعر شهريار نيز ديده مي‌شود.
اسماعيلي از نوآوري به عنوان ديگر ويژگي شعر شهريار ياد كرد و اظهار داشت: استقبال از نوآوري بارها در شعر او ديده شده و مخالفتي با نوآوري ابراز نكرده است؛ چراكه شهريار نسبت به شعر سنتي تعصب نابه‌جا‌ نداشته و از شعر نيمايي استقبال كرده و در غزل از نوآوري‌هاي شعر نيمايي بهره گرفته است.
وي بر استفاده شهريار از واژگان مردمي در شعرش تاكيد كرد و توضيح داد: تمام تلاش شهريار نزديك كردن مردم با غزل بود، بنابراين در غزل‌هايش از واژگاني استفاده كرده كه نزديك به واژگان مردم كوچه و بازار و دليل مواجهه بهتر افراد با شعر او نيز همين است. شهريار توانست بر قلب‌ها حكومت كند و خودش نيز از جايگاهي كه در ميان مردم داشت به خوبي آگاه بود.
اين شاعر در پايان به تاثيرپذيري شعر شهريار از حافظ اشاره كرد و گفت: جنس تاثيرپذيري شهريار از حافظ مقلدانه نيست؛ بلكه خلاقانه و مبتكرانه است. بدان معني كه شهريار هميشه خود را شاگرد مكتب حافظ مي‌دانسته اما سعي كرده با نوآوري در زبان و بيان غزل خود را رنگ و بويي ديگر بخشد.
 
فردا جمعه 27 شهريور روز در‌گذشت سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار و روز ملي شعر و ادب فارسي است.

http://www.ibna.ir



شهريار و شيوه سخن او
شهریار شناسی

شهريار و شيوه سخن او

مهرداد اوستا

بي‌ترديد در ميان سخنوران روزگار، از طلوع شعر دري كه با سلطان شاعران، رودكي سمرقندي آغاز مي‌شود تاكنون كمتر شاعري به روزگار خويش به نام و آوازه‌اي همچون شهريار دست يافته است.

تحقيق در احوال و آثار شاعران بزرگ به روشني اين معني را نشان مي‌دهد كه هنر‌ناشناسي و عدم آگاهي زمانه به اصالت كلام، رقت معاني و قدرت ابداع آنان، نامشام را در پرده‌اي از ابهام، ترديد و گمنامي پنهان كرده است و بسا كه آنان با وجود خلاقيت‌اي شگفت‌انگيزي كه در آثارشان، همچون مثل سائر به تمثيل آمده است، كمتر تحسيني و آفريني از زبان كسي به همة عمر شنيده باشند و بسا شاعر كه بدين قول دل شادمانه كرده است كه:

خوشا حالت خوب مرد سخن                    كه مرگش به از زندگاني بود

درين ميان به گواهي تذكرة حال و نقد آثار شاعران بزرگ، اگر بخت با استادي سخنور يار مي‌آمده است و ممدوحي كريم و سخن‌دان، وي را در كنف حمايت و ذيل عاطفت به ياري برمي‌خاسته است، از جمله نوادر بوده است چه آنچه، پادشاهان به غرور سلطنت و خوشامدگوئي چاپلوسان بي‌هنر و سخن‌ناشناس، انديشه‌هايي محدودتر از آن داشته‌اند كه به لطف كلام و وسعت معني در آثار خداوندان سخن راه يافته باشند و در اين پرده كه خاصه اهل درد است بار پيدا كرده باشند و هرگاه پادشاهاني يا اميراني همچون برخي از اميران ساماني، غزنوي، سلجوقي و بجز اينان را اقبالي به هنر و تحقيق و دانش بوده است، بيشتر به بركت وجود وزيران خردمند و مصاحبان دانشوري بوده كه توانسته‌اند با صلات و نواخت، دانشمند و يا شاعراني را به آوازة بلند برسانند. همچنانكه رودكي به پرورش خواجه ابولفضل بلعمي، موخ، مفسر و محقق نام‌آور عصر سامانيان به قامي كه شايسته ان بود برسيد؛ هر چند از اين شاعر بزرگ، و شاعراني همچون شهيد بلخي، بوشكور، لبيبي، كسائي، مرادي، مصعبي و بوطاهر خسرواني به سبب تعصب دست نشاندگان خلفاي عباسي بجز ابياتي چند بر جاي نمانده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


ويژگيهاي شعري شهريار
شهریار شناسی

حميد مصدق

 ساعت 4 صبح روز بيست‌وششم سال شصت‌وهفت شهريار شاعر بزرگ معاصر در تهران در بيمارستان مهر در سن هشتادوسه سالگي درگذشت. جاي آن داشت كه به اين مناسبت صفحاتي چند از مجله به بحث دربارة آثار او اختصاص مي‌يافت. زيرا دربارة شاعري چون شهريار نبايد شتابزده دست به قلم برد. بررسي و نقد آثار او مستلزم دقت و غور فراوان است اما اين نوشته به منزلة نقد و بررسي آثار او مي‌ماند براي وقت ديگر و فرصتي ديگر.

شهريار شاعري است كه عارف و عامي ياد او را گرامي مي‌دارند. كمتر شاعري از چنين موهبتي برخوردار بوده است كه در زمان حياتش به چنين شهرت و محبوبيتي رسيده باشد.

در شعر او چه رمز و رازي نهفته است كه اينگونه شعرش همه‌گير شده و هر گروه و طبقه در هر سن و سالي چنين باشوق  و ذوق شعر او را مي‌خوانند و به خاطر مي‌سپارند؟

هر چند كه دربارة شعر شهريار تاكنون بحث‌هاي فراوان شده است و مقالات زيادي به رشتة تحرير كشيده‌اند اما سخن اصلي دربارة هر شاعر زماني گفته مي‌شود كه آخرين برگ زندگاني او را باد خزاني مرگ با خود برده باشد. از اين رو بايد در انتظار آن باشيم كه به زودي نقدهاي عالمانه‌اي را دربارة آثار او از محققان و نكته‌سنجان سخن پارسي ببينيم و بخوانيم. اينك مي‌خواهيم در اين فرصت كوتاه نگرشي داشته باشيم دربارة اختصاصات شعري او...

اختصاصات شعري شهريار را مي‌توان بدينگونه برشمرد:

ـ شهريار شاعري غزل‌سراست بدون آنك هفقط غزل سروده باشد و بدون آنكه انواع ديگر اشعارش از ارزش كمتري برخوردار باشند. مهمترين ارزش غزل او در ايجاد ارتباط سخت عاطفي با خوانندگان شعر است.  سادگي، شيوة مخصوص او در غزل‌سرائي است و شاعر ساده‌گرايي را گاه تا آنجا مي‌رساند كه بعضي بيتهاي يك غزل او همطراز با ساير بيتهاي بلند شعرش نيستند، اما همين خود خصيصة ديگري از شعر او را آشكار مي‌سازد كه براي عرضة انديشه و احساس خود به زبان ساده از خطر كردن نمي‌هراسد و همين دل به دريا زدن و خطر كردن اوست كه او را در سرودن غزلهاي ساده و دل‌انگيز سرآمد همعصرانش مي‌سازد و غزلش را امتيازي خاص مي‌بخشد تا بدانجا كه مي‌گويد:

يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم                              تو شدي مادر و ن با همه پيري پسرم

تو جگرگوشه هم از شير بريدي و هنوز                           من بيچاره همان عاشق خونين جگرم

... پدرت گوهر خود را به زر و سيم فروخت                       پدر عشق بسوزد كه درآمد پدرم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نقش شهريار در تاريخ ادب ايران
شهریار شناسی 

نقش شهريار در تاريخ ادب ايران

مفتون امینی

هنگامي كه از ادبيات ميهني ما ياد مي‌شود گروهي شاعر به ترتيب اهميت: با آثار مخلدي كه از خود باقي گذاشته‌اند پيش نظر مجسم مي‌گردند. در حقيقت روح ادبيات كلاسيك ايران را شاهكارهاي منظوم فارسي تشكيل مي‌دهد و آثار نثري ممتاز ما صرفنظر از رسالات علمي و تاريخي و نظاير آنها يا اغلب به وسيلة شعرا و يا تحت تأثير ايده‌ها و تلفينات آنها نگارش يافته است. بنابراين بحث ادبي ما هميشه بر محور شعر و شاعري‌ست و ما ادبيات قومي و موجوديت ملي خود را مرهون شعراي نامدار خود مي‌باشيم. 

اجمالاُّ تاريخ ادب را مي‌توان به سه دوره تقسيم نمود: دورة قبل از حافظ و دورة بعد از او و دوره‌اي كه  از نيمة اول قرن چهاردهم آغاز گرديده و هم‌اكنون ادامه دارد. دورة قبل از حافظ مورد بحث و محل استفادة ما نيست و اما بعد از حافظ، فرد اكمل شعراي ما، همه مي‌دانيم كه ابتذال و انحطاط ادبي در ايران آغاز شد و سالها گذشت و زمانها سپري گشت و در آسمان سخن ستارة تابناكي ندرخشيد. در حقيقت عامل اين ركود كسي جز خود حافظ نبود، زيرا نفوذ معنوي و جذبة گفتار و حالت بيان او، هنر همة شخصيتهاي بعد از او را تخدير كرده و در تيزاب تقليد فرو برد و مذاب و مستهلك نمود.

شايد آنها كه مي‌گويند عشق و ايمان به هر ايده و هنري مانع تحقيق و دسترسي به هدفهاي دورتر است پر به خطا نرفته‌اند. باري در دنبال مقال اين سخن افزودني است كه در سرتاسر قرن نهم و دهم و نيمة اول قرن يازدهم سخنوري هنرمند و اصيل ظاهر نگشت و اين وضع به جا بود تا شاعر متفكر و مبتكر قرون اخير ميرزا صائب تبريزي پا به عرصة وجود ايجاد نهاد و آثار فراواني با مضامين بديع و رنگين عرضه داشت و مكتب گونه‌اي پديد آورد يا ترويج نمود كه همه بر خصوصيات و وجوه مشخصة آن واقفيم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



اقتراح غزل شهريار
شهریار شناسی

اقتراح غزل شهريار

عارف قزويني

... ده يازده روز پيش، غزلي در نامة ناهيد به امضاي شهريار شيرازي(عارف گمان مي‌كرد شهريار شيرازي است ) خواندم كه هم حسن مطلع داشت، و هم به قدري خوب ساخته شده كه از خواندن آن كيف كردم. مطلع غزل اين بود:

دوش، آن زلف سيه ريخته ديدم بر دوش                خاطر آشفته‌ام امشب ز پريشاني دوش

و ناهيد آن را به مسابقه گذارده و نوشته بود: به تصديق گويندگان معاصر مانند عارف، بهار، كمالي و وحيد به هر كس كه بهتر آن را ساخت يك ديوان خواجه چاپ خلخالي داده مي‌شود.

من هر چه خيال كردم، ديدم اين غزل را هر كه بخواهد استقبال كند، مخصوصاُّ به واسطة حسن مطلع و دوش به دوش كردن زلف، بعد از كمري شدن و از پاي درآمدن، تازه مشت خود را باز كرده است. براي اينكه دو چيز را ممكن است در اينجا دوش به دوش كرد: اولي زلفي است كه شاعر بدان دست‌درازي كرده است، دومي سبوي باده است. اگر چه سومي هم كه لحاف باشد هست، اما از كثرت استعمال و دوش به دوش شدن به كلي از دست رفته و گسيخته شده و پنبه‌هاش هم بيرون ريخته است... در اين صورت نخواستم در اين كار (مسابقه) شركت كنم.

پس از چندي، ديدم در مسابقه يكي مطلع را اين قسم شروع كرده بود:

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



زندگی'شهريار ' از زبان خودش
شهریار شناسی  ضبط گفتگو و بازنويسي : عليرضا ذيحق

مقدمه :

سال 1363 است .  29  فروردين . جشني در تالار وحدت دانشگاه تبريز برپاست كه چنين شكوهي را کم می شود شاهد بود. داخل تالار ، لبريز ازمردم است و بيرون تالار نيز ، ازخيابانهاي دانشگاه گرفته تا ورودي تالار ، سرشار از ازدحام وهياهو .  همه چشم انتظار مردي هستند كه شخصيت او به شكلي براي مردم ، حالت اسطوره اي دارد . همهمه ها اوج مي گيرد و همه سرك مي كشند كه محبوب ترين شاعر مردمي آذربايجان را از نزديك ببينند .  مراسم بزرگداشت پير شعر وعرفان " شهريار" است و همه دوست دارند كه در مكتب استاد باشند و اما مشكل فضا ، مردم را دچار اضطراب و هيجان ساخته است . طوري كه هجوم مردم باعث شكسته شدن اكثر شيشه هاي درب ورودي تالارمي شود .درميان آن همه شلوغي و استقبال ، آن وجود نازنين آمد و با همه ي ناتواني جسم اش، در آستانه ي هشتاد سالگي عين يك كوه بلند گذركرد و من ماندم و دنيايي خاطره و تپشي كه قلب ام داشت . بيرون تالار سرپا همه گوش بودم كه يكي دست روشانه ام گذاشت . رفيق بود و از ياران روزنامه ي كيهان كه بعدها تقدير آن شد كه ماهها در صفحات ادب و هنر كيهان دوشادوش هم باشيم . خبرنگار كيهان بود و آمده بود براي ديدار معبود و تهيه ي گزارش .  مي گفت :« زمزمه هاي شهريار ، ورد زبان پير و جوان است و در هيچ شهر و روستايي كمترمي تواني يكي را پيداكني كه آوازه ي شهر يار به گوشش نرسيده باشد. همين چندي پيش بود كه خود شاهد بودم چه صادقانه ،چك اهدائي رياست جمهوري را براي جبهه ها پشت نويسي كرد و توضيح داد " نصف حقوق باز نشستگي خود را ماهيانه به جبهه ها تقديم مي كنم " .» او مرا باخود به تالار برد و همچنين قرارشد كه امشب راهم باحضور شاعراني چون " سپيده كاشاني " ، " مهرداد اوستا " ، " حميد سبز واري " و چند تن ديگر در منزل استاد شهريار با شيم .

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سيري در جهان شعر و تخيل و تفكر استاد شهريار
شهریار شناسی 

هيچ واقعيتي زيبا، يا زشت، بد و يا نيك نيست كه بيرون از جان و دل و انديشه و عاطفت و وجدان انسان عموماِّ و هنرمند خصوصاُّ وجود داشته باشد.

به سخن روشن‌تر هيچ امري از امور، يا چيزي از چيزها به خودي خود نه زيبا خواهد بود و نه زشت، بلكه زيبايي و زشتي، بيان پرتو عاطفي و يا سموم نفرتي‌ست كه از روح آدمي بر اشياء و امور مي‌تابد و مي‌وزد!

هنرمند از اين روي خلاق است، كه جهان را از دريچة همان انديشه‌اي شكل مي‌‌دهد و نقش بر مي‌بندد كه نگريسته باشد، بنا به گفتة مولانا جلال‌الدين محمد بلخي در مثنوي:

اي برادر عقل يكدم با خود آر            دم به دم در تو خزانست و بهار

در چكامة «شاهد شعر» قلم نقش‌آفرين شهريار توصيف پري افسونگر شعر را كه در تخل خلاق هنرمند به هزار جلوه خودنمايي مي‌كند تصوير مي‌كند و اين چكامه را كه همچون خورشيدي بر آسمان شعر پارسي مي‌درخشد خلق كرده است:

شاهد شعرم عروس حجلة دنيا                 نغمة شاعر، سروش عالم بالا

جلوة زيبايي و لطافت و رقت           اينهمه لفظ آمده‌ست و من همه معني

عشوه شدم ريختم به بستر شيرين            نغمه شدم واشدم زچنگ نكيسا

تا آخر قصيده كه هر يكي پرده‌اي جادوئي را مي‌نمايد كه از چهرة عالي پر از رمز و راز پرده‌گشايي مي‌كند. شيوة شعر خاص خود او و روح به ظاهر آرام و به باطن سركش اين شاعر بزرگ است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شهريار غزلسراي شهير معاصر
شهریار شناسی 

برنامه‌اي از گروه ادب امروز              نويسندة متن: فريدون مشيري

از سري «ادب امروز ايران»              تهيه كننده: حسن شيدا

«شهريار نه تنها ماية افتخار ايران، بلكه موجب افتخار عالم شرق است.»

«راستي حق او راست كه با سخنان دلكش خود، دلهاي آشفته را نيز درمان بخشد و هم پزشك تن و هم [طبيب] روان باشد.»

«زبان دلپذير اين شاعر پندارپرست، [راوي] دقيق‌ترين افكار عاشقانه و حاوي زيباترين لطائف شاعرانه است. شهريار به تمام معني شاعر است. منظومة روح‌ پروانة او توده آتشي است كه دل را از حرارت خويش مي‌سوزاند و جان را در تاب خويش مي‌گدازد.»

اينها سخناني است كه سه گوينده و نويسندة بزرگ معاصر «ملك‌الشعرا بهار»، «سعيد نفيسي» و پژمان بختياري» چهل وچهار سال پيش يعني در سال 1310 بر نخستين مجموعه شعر شهريار نوشته‌اند.

بدترين ترتيب «سيدمحمدحسين بهجت تبريزي» كه در سال 1285 خورشيدي در روستاي خشگناب آذربايجان چشم به جهان گشوده و در دامنة سرسبز كوه حيدربابا پرورش يافته و براي ادامة تحصيل به تهران آمده بود، نخستين مجموعه اشعارش را با اين تجليل و شكوه انتشار مي‌داد.

ابتدا «بهجت» تخلص مي‌كرد و غزلهاي پرشور عاشقانه مي‌گفت. در همان سالها براي انتخاب تخلصِ ديگر بر اساس تفألي از ديوان حافظ و خواندن اين بيت

دوام عمر و ملك او بخواه از لطف حق اي دل                    كه چرخ اين سكة دولت بنام شهرياران زد

تخلص خود از «بهجت» به «شهريار» تغيير داد و خود نيز ضمن غزلي گفت:

«بهجت»، گداي حسن تو، شد شهريار عشق                  اي خاك درگه تو گدا پادشاه كن

شهريار به خاطر حساسيت بسيار، و رقت احساس و طبع بسيار لطيفش از آغاز شاعري قالب غزل را براي بيان حرفها و رنجهاي خود برگزيد، و در راه يافتن به دلهاي مردم توفيقي نصيب او شد كه تاكنون نصيب كمتر شاعري شده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



زبان مادري شيرين است، اما تعصب نبايد داشت
شهریار شناسی 

شهريار:

زبان مادري شيرين است، اما تعصب نبايد داشت

اشاره:

تا جايي كه به ياد دارم، در هر سفر «تبريزز به ديدار استاد شهريار مي‌رفتم. با ايشان به گفت وگو مي‌پرداختم و حاصل آن را از نوار ضبط‌صوت بر روي كاغذ مي‌آوردم. كه گاهي نيز در اين باب مقالاتي در نشريات ارائه مي‌‌دادم...

البته با استاد شهريار، بسيار مصاحبه شده و گفته‌هاي ايشان به كرات در نشريات درج گرديده است. دراين ميان، تنها چيزي كه جاي آن خالي به نظر مي‌رسد، نظرات شخصي استاد پيرامون آثار تركي اوست، كه خوشبختانه، حقير در يكي از ديدارهاي اخير، مصاحبه‌اي پيرامون آثار تركي ايشان داشتم، و اكنون بهترين خدمتي كه مي‌توانم در حق استاد مرحوم، شهريار و آثار ايشان داشته باشم، ارائة مصاحبة فوق به ادب دوستان است.

استاد، از اينكه با بدي حالتان ما را پذيرفتيد، متشكريم. مي‌خواستيم پيرامون آثار تركي جناب عالي گفت و گوي مختصري داشته باشيم. ابتدا از منظومة «سهنديه» شروع مي‌كنيم. اگر ممكن است، راجع به «سهنديه» برايمان بگوييد.

ـ شعر، اساساُّ يك عالم ناخوداگاهي دارد كه حتي انسان، خود هم نمي‌داند چه طور به چه صورت يك شعر را مي‌سرايد. الهام كه مي‌گويند، اين است. وقتي كه نور الهام به فكر و تفكر انسان مي‌تابد، سخنان منظوم كه همان شعراست، در زبان و قلم شاعر جاري مي‌شود، الهام همين است. الهام، همان فكر و تعقل شاعر است كه تشعشع الهي در آن مي‌تابد. آن هم در دلهاي شكسته، بيشتر و قوي‌تر از سايرين مي‌تواند باشد. در قلبهاي پاك و صاف نيز وجود دارد. اما نه به اندازة اولي. وقتي كه نور الهام بر عقل و تفكر انسان مي‌تابد، موجب آفرينش شعر مي‌شود.

سعدي هشتصد سال پيش گلستان را نوشته است. اما الان حتي يك سطر آن را نمي‌توان نوشت. حافظ هم همينطور است. اگر دنيا جمع شود، نمي‌تواند بيتي به زيبايي ابيات حافظ بسرايد. ولو اينكه مثل حافظ، صاحب دلي شكسته باشد و به كمال مطلق نزديك شود. آن وقت است كه گويي رابطه‌اي بين شاعر و عالمي ديگر برقرار مي‌‌شود و بعضاُّ شاعر، خود نيز نمي‌داند كه چه مي‌گويد. يعني آثارش ناخوداگاه بر زبان قلم جاري مي‌شود.

اگر آفريدن شعر در قدرت و توانايي شاعر بود، بنده هر روز يك «سهنديه» مي‌سرودم. اما قضيه به همين سادگي‌ها نيست. آن وقت كه شاعر مي‌خواهد به ويژه شاهكار بيافريند، در يك حالت عالي كه غيرقابل وصف است، فرو مي‌رود.

استاد! شعر «سهنديه» را براي فرد بخصوصي سروده‌ايد؟

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شهریار در آینه سخنوران و بزرگان
شهریار شناسی 
  • حضرت آیت الله سید علی خامنه ای

درحالی كه زبان مادری شهريارآذری بود ، اشعاری به زبان فارسی سرود كه در رتبه‌عالی ادبيات فارسی قرار دارد و براي عامه مردم نيز قابل فهم و روان است. در منظومه حيدربابای شهريار نكات حكمت آميز فراوانی وجود دارد كه اين منظومه بايد با اين ديد مورد توجه قرار گيرد.

 شهريار شخصيتي نظيف، متواضع، حق پرست، پارسا، صميمي و صادق بود كه به‌دليل استقلال فكری هيچ گاه حاضر نشد كالای شعر خود را به اربابان قدرت بفروشد.

 سروده‌های شهريار در دوران جوانی در وصف اميرالمومنين علی (ع) و امام حسين (ع) حاكی از اين عشق و ارادت است ضمن آنكه وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی بدون هيچ گونه توقعی اشعاری برای انقلاب و بسيجيان سروده است.

·   دکتر عبدالحسین زرین کوب

مرثيه مادر كه شهريار سروده است، با آنكه تا حدی آزاد است از جهت تلقين حس و القاء همدردي در غير، يك شعر قوي است – شعر واقعي.

برای مشاهده متن کامل بر روی(( ادامه متن )) کلیک کنید



سایت شهریار


خوشامد گویی
پيوستن elcin را به جمع اعضا سايت شهریار تبريک مي گوييم

نظرسنجی
از کدام استان بیننده سایت شهریار هستید ؟

آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی ،اردبیل
شیراز ، اصفهان ، یزد ، کاشان
تهران ، مشهد
گیلان ، مازندارن ، گلستان
قزوین ، زنجان ، قم ، سمنان
رشت ، زاهدان
اهواز ، استان های جنوبی
کهگیلویه و بویراحمد ، ایلام
هرمزگان ، کردستان
کرمان ، اراک
سایر استانها ....



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1225
نظرات : 27


ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


مطالب قبلی
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .



مقالات اخیر سایت
تعداد شاخه ها: 11 عدد
تعداد مقالات: 52 عدد 1: جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 464 بار]
 2: جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 546 بار]
 3: سیمرغ سهند (2) 
[دفعات مشاهده : 659 بار]
 4: سیمرغ سهند (1) 
[دفعات مشاهده : 769 بار]
 5: شهريار و موسيقي 
[دفعات مشاهده : 738 بار]
 6: خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير ) 
[دفعات مشاهده : 920 بار]
 7: شهريار «نابغة شعر»  
[دفعات مشاهده : 1450 بار]
 8: مکتب های ا د بي ( 2 )  
[دفعات مشاهده : 1057 بار]
 9: مکتب های ا د بي ( 1 ) 
[دفعات مشاهده : 1174 بار]
 10: هنر شهریار ( قسمت چهارم ) 
[دفعات مشاهده : 1059 بار]
 11: هنر شهریار ( قسمت سوم ) 
[دفعات مشاهده : 1194 بار]
 12: هنر شهریار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 1106 بار]
 13: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم 
[دفعات مشاهده : 1417 بار]
 14: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول 
[دفعات مشاهده : 1546 بار]
 15: ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )  
[دفعات مشاهده : 1253 بار]
 16: روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی 
[دفعات مشاهده : 1257 بار]
 17: هنر شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 1321 بار]
 18: سبك و شيوه سخن استاد شهريار  
[دفعات مشاهده : 1581 بار]
 19: آشنایی با مقبره الشعرای تبریز 
[دفعات مشاهده : 1430 بار]
 20: شاعر شور و مستی 
[دفعات مشاهده : 1209 بار]
 21: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 1617 بار]
 22: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 1488 بار]
 23: گذري و نظري در كردستان و آذربايجان 
[دفعات مشاهده : 1095 بار]
 24: ويژگي‌هاي هنري شهريار 
[دفعات مشاهده : 1483 بار]
 25: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" ) 
[دفعات مشاهده : 1486 بار]
 26: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" ) 
[دفعات مشاهده : 1475 بار]
 27: شهریار در یک نگاه 
[دفعات مشاهده : 1531 بار]
 28: غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار 
[دفعات مشاهده : 1513 بار]
 29: استاد شهریار شاعر اهل بیت 
[دفعات مشاهده : 1508 بار]
 30: عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 2249 بار]
 31: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 2183 بار]
 32: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 2097 بار]
 33: حنجره دردمند خشکناب 
[دفعات مشاهده : 1786 بار]
 34: ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش 
[دفعات مشاهده : 2435 بار]
 35: پان ترکیسم و شهریار 
[دفعات مشاهده : 1315 بار]
 36: زندگينامه شهريار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 3094 بار]
 37: زندگينامه شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 2987 بار]
 38: نگاهی به زوایای شعری شهریار 
[دفعات مشاهده : 2282 بار]
 39: يادي از شهريار شعر ايران 
[دفعات مشاهده : 3021 بار]
 40: بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار 
[دفعات مشاهده : 2169 بار]
 41: علي (ع) در شعر استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 2891 بار]
 42: ویژگی سخن استاد شهریار 
[دفعات مشاهده : 2336 بار]
 43: منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین 
[دفعات مشاهده : 1990 بار]
 44: ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 2821 بار]
 45: منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " 
[دفعات مشاهده : 2133 بار]
 46: ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 2235 بار]
 47: ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 2845 بار]
 48: ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی 
[دفعات مشاهده : 2269 بار]
 49: " حیدر بابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 2441 بار]
 50: HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین ) 
[دفعات مشاهده : 1646 بار]


آرشیو مطالب قبلي
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .


ثبت نام سریع
نام کاربر

E-Mail

تایپ دوباره E-Mail

رمز ورود

تکرار رمز ورود




سایت رسمی استاد محمد حسین شهریار

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت شهریار متعلق به مدیر سایت ( سید یوسف سعیدی ) میباشد
                                                                  
            
                            

                                                                                                         
                                                   

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.13 ثانیه